مطلبی کوتاه در باره کوروش کبیر
کورش به معتقدات مردم کشور خود و کشورهاي مغلوب احترام ميگذاشت و آنچه را از ملل مغلوب ربوده ميشد به آنان برميگرداند. در تورات آمده است: کورش پنج هزار و چهار صد ظرف طلا و نقره را به بني اسرائيل برگرداند. معابد آنان را آباد کرد. اين تسامح ديني همراه با سياست مدارا با خلق بود. به جرأت ميتوان گفت، احترام به آرای مردم براي نخستين بار در حکومت کورش مورد توجه قرار ميگيرد. وي حتي حکومت خود را به مردم تحميل نميکند و ميگويد: هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملتي آزاد است که من را به سلطنت خود بپذیرد يا نپذيرد و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند، من براي سلطنت بر آن مبادرت به جنگ نخواهم کرد»، اما ملکداري کورش، به گونه اي بود که مردم او را دوست داشتند.
«گرنفون» ميگويد: رفتار کورش، به گونه ای بود که همه ميخواستند جز اراده او چيزي بر آنان حکومت نکند. در منشور کورش، حقوقي که امروز «حق شهروندي» ناميده ميشود، آشکارا بيان شده است؛ «من امروز اعلام ميکنم هر کس آزاد است هر ديني را که مايل است داشته باشد، هر نقطه اي که ميل دارد، سکونت کند و هر شغلي که مايل است، در پيش گيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است مصرف کند».
اما در کنار اين حقوق، محدوديتهايي نيز قایل ميشود. آنجا که حق انتخاب محل سکونت را بيان ميکند، آن را مشروط بر اين ميداند که حق کسي را غصب نکند و جايي که حق مصرف مال را به دلخواه بيان ميکند، قيد لطمه نزدن به حقوق ديگران را ميآورد.
وي هر انساني را مسئول عمل خويش ميداند و افراد را از مجازات خانواده و طايفه شخص خطاکار به شدت نهي ميکند.
از مهمترين مفاد منشور کورش، مبارزه با ظلم است که اساس حکومتها و زمينه اجراي عدالت است. کورش در فرازي از سخنانش ميگويد: «من تا روزي که پادشاه ايران و بابل و کشورهاي چهارسوي جهان هستم، نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ظالم را مجازات خواهم کرد».
اما اهميت اين بيانيه آنجاست که کورش اجازه نميدهد در کشورهاي مغلوب، برده داري رواج يابد و ميگويد: من تا روزي که به ياري مزدا سلطنت ميکنم، نخواهم گذاشت مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد».
البته تأثير بيانيه کورش را در الغاي اين رسم ناپسند با توجه به قدرت سياسي او بر جهان ميتوان تصور نمود. کورش با سلطه اي که بر بيشتر جهان آن روز پيدا کرد، مي توانست برخی از رسوم معمول در جهان را تغيير دهد. هرچند ميتوان احتمال وجود فاصله اي اندک بين محتواي اين بيانيه و عمل به آن را تصور نمود، اما کورش با صدور اين بيانيه، نقش بزرگي در تبيين اصول عادلانه حکومت و رعايت حقوق انسانها دارد.
کورش در پايان اين بيانيه، از خداوند طلب ميکند که وي را در اجراي تعهداتي که نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي چهارسوي جهان به عهده گرفته است، موفق گرداند. هرچند حکومت هخامنشيان نيز کم کم دچار انحطاط شد و پايههاي آن رو به سستي نهاد و سرانجام با هجوم اسکندر به ايران فرو پاشيد، ايران و ايراني باقي است تا نام نيک بزرگمردانش را پاس دارد.